تبلیغات
دانشجویان فیزیوتراپی 90 دانشگاه علوم پزشکی تهران - مادرم روزت مبارک
دانشجویان فیزیوتراپی 90 دانشگاه علوم پزشکی تهران
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 فروردین 1393 توسط مسعود شعبانی

آسمان را گفتم 
می توانی آیا 
بهر یک لحظهء خیلی کوتاه 
روح مادر گردی 
صاحب رفعت دیگر گردی 
گفت نی نی هرگز 
من برای این کار 
کهکشان کم دارم 
نوریان کم دارم 
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم 
*** 
خاک را پرسیدم 
می توانی آیا 
دل مادر گردی 
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی 
گفت نی نی هرگز 
من برای این کار 
بوستان کم دارم 
در دلم گنج نهان کم دارم 
*** 
این جهان را گفتم 
هستی کون ومکان را گفتم 
می توانی آیا 
لفظ مادر گردی 
همهء رفعت را 
همهء عزت را 
همهء شوکت را 
بهر یک ثانیه بستر گردی 
گفت نی نی هرگز 
من برای این کار 
آسمان کم دارم 
اختران کم دارم 
رفعت وشوکت وشان کم دارم 
عزت ونام ونشان کم دارم 
*** 
آنجهان راگفتم 
می توانی آیا 
لحظه یی دامن مادر باشی 
مهد رحمت شوی وسخت معطر باشی 
گفت نی نی هرگز 
من برای این کار 
باغ رنگین جنان کم دارم 
آنچه در سینهء مادر بود آن کم دارم 
*** 
روی کردم با بحر 
گفتم اورا آیا 
می شود اینکه به یک لحظهء خیلی کوتاه 
پای تا سر همه مادر گردی 
عشق را موج شوی 
مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی 
گفت نی نی هرگز 
من برای این کار 
بیکران بودن را 
بیکران کم دارم 
ناقص ومحدودم 
بهر این کار بزرگ 
قطره یی بیش نیم 
طاقت وتاب وتوان کم دارم 
*** 
صبحدم را گفتم 
می توانی آیا 
لب مادر گردی 
عسل وقند بریزد از تو 
لحظهء حرف زدن 
جان شوی عشق شوی مهر شوی زرگردی 
گفت نی نی هرگز 
گل لبخند که روید زلبان مادر 
به بهار دگری نتوان یافت 
دربهشت دگری نتوان جست 
من ازان آب حیات 
من ازان لذت جان 
که بود خندهء اوچشمهء آن 
من ازان محرومم 
خندهء من خالیست 
زان سپیده که دمد از افق خندهء او 
خندهء او روح است 
خندهء او جان است 
جان روزم من اگر,لذت جان کم دارم 
روح نورم من اگر, روح وروان کم دارم 
*** 
کردم از علم سوال 
می توانی آیا 
معنی مادر را 
بهر من شرح دهی 
گفت نی نی هرگز 
من برای این کار 
منطق وفلسفه وعقل وزبان کم دارم 
قدرت شرح وبیان کم دارم 
*** 
درپی عشق شدم 
تا درآئینهء او چهرهء مادر بینم 
دیدم او مادر بود 
دیدم او در دل عطر 
دیدم او در تن گل 
دیدم اودر دم جانپرور مشکین نسیم 
دیدم او درپرش نبض سحر 
دیدم او درتپش قلب چمن 
دیدم او لحظهء روئیدن باغ 
از دل سبزترین فصل بهار 
لحظهء پر زدن پروانه 
در چمنزار دل انگیزترین زیبایی 
بلکه او درهمهء زیبایی 
بلکه او درهمهء عالم خوبی, همهء رعنایی 
همه جا پیدا بود 
همه جا پیدا بود

 مادرم  فرشته  است، ولی هیچوقت ندیده ام پرواز کند
زیرا به پایش
من را بسته است
برادرم را...
پدرم را...
و همه ی زندگی اش را...

مادرم روزت مبارک



درباره وبلاگ

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی در همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم

***به جمع بچه های گل pt90 د.ع.پ تهران خوش آمدید***
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تحلیل آمار سایت و وبلاگ چراغ خواب موزیکال شلمن
آگهی رایگان
ابزار رایگان وبلاگ
مدل

قالب وبلاگ